دار بلوط
هایکو
ماجراهای شمال
......گفتم حالا که حوصله داخل آب رفتن را ندارم همینطور در ساحل قدم بزنیم واز خوشی مردم ماهم کیفور شویم ولذت ببریم ...خب ساحل کثیف لذت داره ؟ هر گوشه ایی از کاغذ بستنی بگیر تا پوشک بچه وغیره ...آرزو کردم مقامات اصلاً خانم ها را به ساحل راه ندهند یا بعضی شهر های شمالی را از بیخ زنانه مردانه کنند ..چه معنی دارد عصرها دریا برای زنها تعطیل شود بیایند کنار ساحل مثل جغد بنشینند هنر نمایی مردها را با آن شورت های مامان دوز تماشا کنند ..دیدن داره والله آبرو ریزیه قدیما مردم یک مایوی آبرو مند می پوشیدند نخ داشت محکمش میکردند ..ولی حالا مرد گنده از آب که میاد بیرون شورتش تا نصف النهار باسنش میاد پایین یا چنان به تنش میچسبه که میشه مثل مجسمه ی خوش اندام زئوس که همه ی چیزاش بیرون زده البته با یه خروار شکم وچربی ..طفلی زنها هم نشسته اند حرص میخورند ..خب مثل تماشای فوتبال و ورزشگاه قدغن کنید ..یا بگوید مردها هم با لباس تمام شنا کنند ..والله آبرو ریزیه ..خدا خشمش میگیره دریا را خشک میکنه از ما گفتن
تانکاهای ایرانی
تانکای ایرانی
بهم میزند صفحه ی ترحیم را
میخوانم
شاید همسنگری پیر
مرده باشد
...........................................
شب پاییزی ..
گردن آویزت سرد
دل منهم
و پیکر سربازهای
مانده در نیزار
یاد داشتهای شمال
هایکوهای شمال
سوتی های شمال
خب ما دچار کهولت که هستیم چشممان هم تو کار آلبالو گیلاس ..تمام مرزها را مردها خواندیم ..وعصبانی که یعنی چه .سونامی بیاد همه ی مردها را ببرد ..پس کی برای زنها بوق بزند چراغ بزند قربان صدقه برود شعر های آبکی صدتا یه غاز بگوید ..بله قلم را از نیام کشیده بودیم که کلی حرف وحدیث بار خانم افلاکی بکنیم تا عینکمان را زدیم ...دیدیم اصلاً مردها عددی نیستند سونامی کارشان را بسازد خود خانم ها از پسشان بر می آیند ...آخه مرد حسابی مرز کجا مرد کجا چایی تو بخور عینکتو بزن ..والله
سن ریو های شمال
چسباندن اتومبیلم
به ماشین خانمی
.................................
زن و شوهر
جودو تمرین میکنند
یا مغازله ..
هایکو های شمال...
Ali Beik
رنگین کمانی
نا سزا های باغبان ، محو
شد در باران ..
........................................
Ali Beik
ماه می تابد
شورشیان نادان اما
خانه آتش زده اند ..

