In the middle of life
it happens that death comes
and takes your measurements.
This visit is forgotten and life goes on.
But the suit is sewn in silence
عنوان این شعر«کارت پستال سیاه » است.شعری از "ترانسترومر" برنده جایزه ادبی نوبل۲۰۱۱
و حالا ترجمه این شعر که همان روز های آغازین اعلا م برنده شدن ترانسترومر در اینترنت پخش شد.
گاهی وقتی زندگی در اوج خود قرار دارد
و انسان غرق درشورزیستن است
مرگ میآید و اندازههای آدم را میگیرد
بعد دوباره میرود
و زندگی باز
به هیجان و شور گذشتهاش باز میگردد
اما لباس مرگ
به آرامی
در حال دوخته شدن است.
این قطعه شعر از "ترانسترومر" علیرغم عمیق بودن، اما دارای ساده ترین و سر راست ترین کلمات است. جای تعجب اینجاست که مترجم، این همه کلمات و تعابیر و تفاسیر اضافه را از کجا ی متن آورده و در ترجمه اش قرار داده است. نمی دانیم. اما یک احتمال وجود داردو آن فرافکنی حالات و احوالات مترجم است که تحت نام ذوق و یا در یافت شاعرانه، در شرایط اینچنینی و خاص ( حالا که فرصت پیداشده و تا تنور داغ است) امکان مطرح شدن یافته است.
و اما ترجمه درست شعر که امانت را رعایت کرده است در ذیل می آید. و از قضا همین رعایت در امانت بر شدت تاثیر گذاری اش بسیار افزوده است:
اتفاق می افتد که درمیانه ی زندگی مرگ می آید
اندازهی آدمی را میگیرد
این ملاقات از یاد میرود و زندگی ادامه مییابد
اما آن جامه در سکوت دوخته میشود .
این آخر و عاقبت شعری ساده و بدون هر گونه پیچیدگی است که فهم ظرافت هایش نیاز چندانی به درک زمینه فرهنگی - اجتماعی خاص ندارد و مترجم در ترجمه اش با مشکلی روبرو نیست و آن وقت این بلا را سر شعر شاعر بی نوایش می آورد . حال همین گروه از مترجمان چه خود نمایی ها و اظهار فضل ها که نمی کنند اگر بخواهند دست به ترجمه ی قطعه و یاقطعات هایکو که نیاز به آگاهی از جنس دیگر و متعلق به فرهنگی دیگر دارد ،بزنند.
چندی پیش نوشته ای در یکی از پست هایم داشتم با عنوان : هایکو چیست؟ تاکید من در آن نوشته این بود که : درک هایکو چه در سرایش و چه خوانش، بدون فهم ذن تقریبا امکان ناپذیر است. نه تنهااشراف به ذن که زیستن در آن کلید فهم هایکو ست. حال در نظر بگیرید مترجمی با دانش محدود نسبت به هردو زبان(مبدا و مقصد)، بخواهد اقدام به ترجمه هایکو بکند، این ترجمه آنگاه زمانی نور علی نور خواهد بود که وی یا شناخت چندانی از فلa واقعا وفادار به متن هم باشد ، معمولا با مشکلات فراوانی جهت انتقال کلیت مفهوم هایکو به هر زبانی که ذن در آن جایگاهی ندارد روبرو خواهد شد. مشکلاتی که می توانند یک هایکو را از شمایل اصلی اش دور سازند.
و اما در سال های اخیر توجه به هایکو خوانی و هایکو سرایی رو به افزایش گذاشته و همانند هر پدیده نویی علاقمندان در خور توجهی پیدا کرده است که گاه متعصب و گاه پراز ادعا هستند. یا یکدیگر را قبول ندارند و
یا اینکه در دام ستایش های عجیب و غریب نسبت به یکدیگر می افتند و این را به ذهن ناظر کم اطلاع متبادر می کنند که انگار اول و آخر هایکو هستند. این بازار گرم که بنظر می رسد حصول به آن زحمت چندانی را نمی طلبد تعدادی از هایکو دوستان را تشویق به سرایش و تعدادی را علاقمند به ترجمه هایکو نموده است .
در این میان شیوه هایی همچون کمک گرفتن از نرم افزار های کامپیوتری برای ترجمه شعر و بویژه هایکو تا مصادره به مطلوب ترجمه دیگران عین به عین و گاه تعویض و جابجایی بعضی از کلمات آورده شده به منظور رفع اتهام و همه را به اسم خود جا زدن رواج دارد که کفر بسیاری را نیز در آورده وبازار آشفته ای را ایجاد کرده است.
بر گردیم به مطلب نه اینکه هایکو تر جمه نا شدنی باشد اما پس از ترجمه، هیچ هایکویی هرچند متعهد به متن اصلی نمی تواند آن حالات و احوالاتی را که مد نظر هایکو سراست به خواننده ای انتقال دهد که یا از فلسفه ذن چیزی نمی داند و یا اگر هم بداند دانسته هایش هر گز تجربه زیست شده اش نبوده و لاجرم ناکافی است. اما فراموش نکنیم که در عین عدم اطلاع و یا اطلاع نا کافی هم می شود ترجمه خوب هر هایکو یی را خواندو حظ کرد و از کنار هم نشستن تعدادی کلمات زیبا که حالا نه وزن دارند و نه قافیه و فقط زیبا هستند و چشم و روان خواننده را نوازش می دهند لذت برد و احیانا معانی دلخواهی را بر آن مترتب کرد.
برای تایید ادعای ترجمه ناپذیری هایکو و عدم امکان انتقال همه زوایا و ظرایف آن به زبان دیگر با فرهنگ متفاوت می شود اینگونه بیان کرد که: کسی که نسبت به عر فان اسلامی آگاهی ندارد قادر به فهم و لذت بردن از مثنوی مولوی چنانچه باید نیست. - اگرچه بسیاری را باور این است که در
عرفان مولوی همنشینی ها و هم مفهومی هایی قابل تامل با عرفان شرقی بویژه هند وجود دارد - این یکی ازمهمترین موانع برای ترجمه اشعار حافظ و مولانا و دیگر عرفاست به زبان هایی که خارج از حوزه ایران بزرگ قرار دارند. شاید سوال این باشد مگر همه مردمان این حوزه، از عرفان اسلامی و مراتب آن آگاه هستند؟ پس چرا از خواندن و گوش جان سپردن به این اشعار تا این میزان لذت برده و آن را آویزه جان و روان خود می سازند.با نگاه به سابقه تاریخی و گستره عظیم عرفان در تمامی ابعاد زندگی ( عینی و ذهنی ) ساکنین این اقلیم و باز تاب مکرر آن در حالات و احوالات و گفتار و کردار روزمره مردمان معمولی،می توان ادعا کرد که اندیشه عرفانی تبدیل به تجربه زیست شده آنان گردیده و در آگاهی و بویژه نا خود آگاهی شان ماوا گزیده است... اما هستند شاعران و سخنورانی که به دلیل تعلق به نحله های فکری خاص و فر قه هایی متفاوت، محصولات فکری شان نه تنها برای عموم مردم بلکه حتی برای نخبگان فاقد تخصص و آگاهی مرتبط غیر قابل ادراک است. برای مثال می توان از "شطحیات "نام برد. بنظر من با مقایسه هایکو و شطحیات می توان سختی ترجمه و در عین حال تعهد به معنا و انتقال آن به مخاطبِ "غیر" را دریافت. اگرچه این دو سنخیتی با یکدیگر ندارند اما هر یک زمینه خاص خود را دارند و بدون اشراف به آن فهم نا کامل و معوج است.اما شطحیات چیست؟
دکتر شفیعی کدکنی که در کتابی با عنوان «زمینه اجتماعی شعر فارسی» به پیشینه سرایش گونه ای از شعر می پردازد با عنوان« شطحیات» ودر توضیح آن می آورد:
"اگر بخواهيم به زبان متفكرانِ بزرگ تاريخ انديشه در سرزمينِ خودمان اين موضوع را بيان كنيم، بايد بگوييم بايزيد و حلاج در شطحيات خويش قبلاً تجربهايی در قلمرو "كلام نفسی» داشتهاند و درآن كلام نفسی خود را به كلام صوتی و كلام منقوش بدل كردهاند."
"«كلام نفسی» یکی از مسائل بنيادی الهیات اشعری است كه در مسألهی حدوث و قدم كلام الاهی، اشاعره از آن اصطلاح استفاده میكنند و تقريباً بيان ديگری است از رابطهی ذهن و زبان كه از عصر افلاطون تا همين قرن بيستم در انديشههای كسانی مانند واتسن، از پيشگامان رفتارگرایی، همواره طرفدارانی داشته و اينان، بدون استثنا، عقيده داشتهند كه انديشيدن نوعی سخن گفتن خاموش است. گذشته از اشاعره و ماتُريدیه كه مسألهی كلام نفسی برای ايشان یکی از مبانی اصلی عقايد الاهياتی بوده است، اخوانالصفا نيز مفهوم كلام نفسي را با تعبير "حروف فكريه" مورد توجه قرار دادهاند و اخطل- شاعر عرب (متوفي 92 هجری)- که گفته است: جای سخن دل است و زبان جز نشانه نيست
نوشته ی نسرین عزیز (میوانه)...
............................................................................
دوستان اگر در گذاشتن نظر مشکل داشتند درهمان پست پایین(خطیرات) بگذارند ممنون بیک