ماجراهای شمال
......گفتم حالا که حوصله داخل آب رفتن را ندارم همینطور در ساحل قدم بزنیم واز خوشی مردم ماهم کیفور شویم ولذت ببریم ...خب ساحل کثیف لذت داره ؟ هر گوشه ایی از کاغذ بستنی بگیر تا پوشک بچه وغیره ...آرزو کردم مقامات اصلاً خانم ها را به ساحل راه ندهند یا بعضی شهر های شمالی را از بیخ زنانه مردانه کنند ..چه معنی دارد عصرها دریا برای زنها تعطیل شود بیایند کنار ساحل مثل جغد بنشینند هنر نمایی مردها را با آن شورت های مامان دوز تماشا کنند ..دیدن داره والله آبرو ریزیه قدیما مردم یک مایوی آبرو مند می پوشیدند نخ داشت محکمش میکردند ..ولی حالا مرد گنده از آب که میاد بیرون شورتش تا نصف النهار باسنش میاد پایین یا چنان به تنش میچسبه که میشه مثل مجسمه ی خوش اندام زئوس که همه ی چیزاش بیرون زده البته با یه خروار شکم وچربی ..طفلی زنها هم نشسته اند حرص میخورند ..خب مثل تماشای فوتبال و ورزشگاه قدغن کنید ..یا بگوید مردها هم با لباس تمام شنا کنند ..والله آبرو ریزیه ..خدا خشمش میگیره دریا را خشک میکنه از ما گفتن