شیکی وتانکا
ماسااُکو شیکی و تانکا
واژهي شیکی در زبان ژاپنی به معنی هوتوتوگیسو و یا کوکو است، باور بر این است که کوکو وقتی جیغ میکشد خون از حلقش بیرون میجهد.
شیکی در سن بیست و یک سالگی است که اسم او تا آن زمان تِسونِنوری ماسااُکا است (Tsunenori Masaoka)
، در این زمان خون بالا میآورد و پزشکان تشخیص میدهند که او به مرض سِل
مبتلا شدهاست . از این پس است که اسم مستعار «شیکی» را بر میگزیند .
بیشتر در ایران شیکی را در حوزهی رفرم هایکو می شناسند در صورتیکه او
بیشتر از هایکو در زمینه رفرم شعر سی و یک هجایی تانکا در ژاپن معروف است .
شیکی تحت تاثیر کار دوست و همراهش فوسِتسو ناکامورا است (Fusetsu
Nakamura) است که یک نقاش است و تحت تاثیر رئالیسم غرب در ژانر رئال نقاشی
میکند و سبک خود را شاسِئی (shasei) و یا گَرتهبرداری از زندگی مینامد.
شیکی سرانجام همین سبک را در هایکو و تانکا بکار میگیرد و کاملا با
ایماژهای عینی شعر مینویسد و ظاهراً در شعرهایش مستقیماً حرفی از احساساتش
در میان نیست، اما او ایماژهای عینی را بهعنوان استعارهای برای بیرونی
کردن احساساتش بهکار میگیرد.
این شعر یکی از تانکاهای معروف شیکی است :
بر این دِهکوره راه
صدای تنهای یک سورچی
میان تاریکی
هر از گاه
هِی بر اسب میزند
along this darkling
country road
comes the lonely voice
of a coachman
every so often urging his horse on
تانکا از دو بخش تشکیل شدهاست، یک بخش هفده هجا که از لحاظ فرم کاملاً
شبیه هایکو است و یک بخش چهارده هجا. مثلاً در تانکای فوق این بخش از شعر
بخش هفده هجای آن را تشکیل دادهاست :
بر این دِهکوره راه
صدای تنهای یک سورچی
میان تاریکی
و این دو سطر بخش چهارده هجای تانکا را تشکیل داده:
هر از گاه
هِی بر اسب میزند
در ترجمه تانکا به زبان انگلیسی و فارسی بخش هفده هجای آن در سه سطر
(شبیه هایکو) نوشته میشود و بخش چهارده هجای آن در دو سطر مجزا مینویسند .
در تانکا ممکن است بخش چهارده هجا در ابتدای شعر بیاید و بخش هفده هجا در پایان شعر و یا بالعکس.
در تانکاهای شیکی او اغلب از ایماژ های عینی برای بیرونی کردن احساسات خود
بهره میجوید اما در انواع دیگر تانکا که احساسات شاعر اغلب مستقیماً در
بند چهارده هجایی میآید ساختار هایکو را اینچنین تعریف میکنند که تانکا
دارای دو آینه است در دستهای شاعر .
یک آینه مقابل منظری در مقابل
شاعر و تصاویر بیرون از ذهن شاعر را نشان میدهد (شبیه هایکو) و یک آینه
مقابل دِلِ شاعر است و احساسات شاعر را نشان میدهد.
چون فرم هفده
هجایی هایکو فوق العاده موجز است و جایی برای ابراز احساسات مستقیم شاعر
نیست معمولاً شاعران تانکا احساسات خود را در دو سطر چهارده هجایی بُروز
میدهند .
توجه کنید که تانکا واقعا یک شعر کامل است و برای خودش چفت و
بست محکمی دارد ، بارها فکر کردهام که شعر کوتاه فارسی برای اینکه چه در
معنا و چه در ساختار به یک سرانجام برسد باید شبیه تانکا نوشته شود تا از
این همه پراکندهگویی نجات یابد .البته این یک نظر شخصی است .
پیش از
ماسااُکا شیکی که در نیمهء دوم قرن نوزدهم می زیست ، ماتسو باشو در قرن
هفدهم تکنیک های پیوستاری و چفت دو بخش تانکا را تئوریزه کرد که حد اقل
چهار تکنیک برای منظور برشمرد و همین تکنیک ها را در پیوستاری دو ایماژ در
هایکو و همچنین شعر زنجیره ای ( هایکای – نو – رنگا ) نیز بکار گرفت .
باشو در بارهء پیوستاری شعر پیش از خود در کتاب "کیورای" اینچنین می گوید :
از قدیم الایام "روایت" فصل مشترک داستان و شعربوده است.یعنی استمرار بند
های شعر وابسته به روایت بوده است و اگر روایت را از شعر دریغ می کردند شعر
ازجریان باز می ایستاد و اصولا نوشتن شعر بدون روایت میسر نبود. از طرف
دیگرچون روایت در شعر خسته کننده و تکراری است لذا شاعر به جای بسط و توسیع
روایت راه دیگری رادر شعر بر می گزیند که بازی با واژه ها و تداعی واژگانی
یکی از مهمترین این شیوه ها است .
ماتسو باشو در شعر زنجیره ای رنگا
،که از ترکیب بند های چهارده هجایی با بند های هفده هجایی تشکیل شده بود،
به این شناخت می رسد که سال ها است شاعران در "چفت" بند های شعر شِگِرد
بازی با واژه ها را به کار می گیرند و این ویژگی چیزی جز یک روایت کسل
کننده و تکراری نیست.بدین لحاظ است که در ربط بند های این شعر تکنیک رایحه
(Scent )و یا ( fragrance ) را پیشنهاد می کند که کاملا شبیه شگرد حافظ در
چفت بین مصرع های مختلف است.او در شعر زنجیره ای "رنگا "تکنیک بو و رایحه
را مهمترین تکنیک برای استمرار روایت در شعر می پندارد و اجرای این تکنیک
را با پهلونشین کردن تصویر های همبو و هم رایحه میسر می داند.
باشو بو
ورایحه را در چهار شکل مختلف ( رایحه ، انعکاس ، طنین و مقام) در شعر مجسم
کرده است که نظر به اهمیت آن به طور خلاصه به شرح این چهار شکل در قالب شعر
واکا و یا تانکا ( شعر سی و یک هجایی) و سپس تسری آن به شعر هایکو ( هفده
هجایی ) می پردازم:
تکنیک رایحه ( Fragrance )
ظاهرا این تانکا را
باشو درمود " رایحه " سروده است و در کلاس شعر برای شاگردانش فی البداهه
این اسلوب رادر قالب شعر بعنوان مثال آورده است . دوهو "DOHO" شاگرد و
منشی باشو این تانکا و اشاره های باشو را برای آیندگان حفظ کرده است .شعر
تانکا ( و یا واکا) دارای دو بند است.بند هفده هجایی که در زبان فارسی در
سه سطر نوشته می شود و بند چهارده هجایی که در دو سطر ظاهر می شود.در شعر
تانکا بند های چهارده هحایی و یا هفده هجایی می تواندهر یک مقدم بر دیگری
در شعر حضور پیدا کند.به عبارت دیگر ممکن است در یک تانکا ابتدا بند چهارده
هجا نوشته شود و سپس بند هفده هجا و یا بالاعکس .
چه درد انگیز است
این همه اسم و ..
بی شمار گل های بهاری !
تکانه ای بیش نبود ، اما
پروانه پرید از خواب
بند نخست این شعر(چه درد انگیز است / این همه اسم و .. / بی شمار گل های
بهاری ! ) و بند دوم (تکانه ای بیش نبود ، اما / پروانه پرید از خواب )
هربنددارای یک بو ، مود و یا رایحه است ، رایحهء بند نخست این تانکا بوی
علاقه و میل به گل های بهاری را دارد ، آنچنان گل به زیبایی می درخشد که دل
کندن از آن برای شاعرو به حافظه سپردن فقط اسم آن حسرت آمیز است ، اسم
هزاران گل شکوفان درد انگیز است زیرا که حافظه دارای آنچنان ظرفیتی نیست که
همهء زیبایی ها را فقط در قامت تنهاچنداسم حفظ کند . لذا واژه " دردانگیز "
اینجا به همین لحاظ آمده است و آن حالت " ندانم چه کنم ! "را تداعی می
کند که شاعر در آن حالت اضطرار به زبان آورده است . بند دوم این تانکاهمین
رایحهء تاسف و دردانگیزی رااز بند اول گرفته و در تصویر پروانهء مبهوت که
از خواب پریده منعکس شده است .
این دوسطر عین کلام باشو است در نقد و آموزش این اسلوب :
چشم اندازبند دوم دقیقا همنوا و همدل بند نخست این تانکا است چرا که شاعر
بو و رایحهء واژه "دردانگیز" را در تصویربند دوم که پروانه ای است
معصومانه از خواب پریده منعکس کرده است .
کاربرد این تکنیک بین دو بخش
هایکو نیز امکانپذیر است مثل هایکوی زیر از باشو که نهصد و نود و پنجمین
هایکوی اوست و عنقریب رخت از این دنیا خواهد بست:
بوی داوودی ها،
در سرزمین کهنسال نارا
بوداهای بی شمار
تندیس های بودا همیشه مزین به گل داوودی است و هر کجا تندیسی از بودا وجود
دارد گل داوودی هم هست .علاوه بر آن بوی داوودی فضای عرفانی بخصوصی را
تداعی می کند که با فضای معابد که تندیس بودا در آنجا قرار داده می شود
همخوانی دارد.
تانکا با مود انعکاس ( Reflection )
ظاهرا این تانکا را "دوهو" ( DOHO ) شاگرد و منشی باشو در مود انعکاس
سروده و باشو آن را تصحیح کرده است . اصل تانکا اینچنین است که بند نخست
چهارده هجایی این شعر شامل سطر اول و دوم است و بند هفده هجایی این شعر
شامل سطر سوم و چهارم و پنجم است:
باریکه راهی سبز بالای کوه
مردان به قَلع و قَمعِ درخت های ستبر
بر جنگلی انبوه
بالای قله های سمت چپ
معبد "کایا " !
باشو به " دوهو " متذکر می شود که دوسطر اول این تانکا حالتی خشن را تصویر
می کند در حالیکه سطر اول در بند دوم حالتی آرام و سایه سار جنگل رانشان
می دهد. درست آن است که انعکاس خشونت مستتر در سطر اول از بند نخست با همین
مود در سطر اول ازبند دوم ظاهر شود. بدین لحاظ باشو این سطر را بعنوان
سطر اول بند دوم پیشنهاد می کند (تند بار تگرگ ) تا تانکا در مود انعکاس
کامل شود .تانکای تصحیح شده بقرار زیر است :
باریکه راهی سبز بالای کوه
مردان به قَلع و قَمع درخت های ستبر
درتند بار تگرگ
بالای قله های سمت جپ
معبد "کایا " !
کاربرد همین تکنیک در هایکو را باشو با این هایکو نشان داده است ، سکوت و
"متروکی" آشیانه ای بر درختی بی برگ درست به تصویر دوم این هایکو، خانه ای
که هیچ صدایی از آن بر نمی خیزد ، منعکس شده است.
یک آشیان متروک،
چه تنها است آن خانه
دیوار به دیوار من
مودِ طنین ( Reverberation )
کیورای ، شاگرد باشو می گوید : باشو برای تفهیم معنی و مفهوم اسلوب طنین
در سرایش شعر پیاله ای را برداشت و به سمت راست اش پرتاب کرد ، به محض
شنیدن صدای تکه تکه شدن آن بر سطح رواق دست به جانب سمپ چپ حمایل اش برد تا
شمشیری از نیام بر کشد و فی البداهه این تانکا را سرود :
بر این رواق بلند
پیاله ای ،
هزار تکه می شود
بلندای تیغ بنگر
دمی دیگراز نیام ، به در آید
بند نخست این تانکا در متن اصلی هفده هجا است (بر این رواق بلند / پیاله ای / هزار تکه می شود )
بند دوم این تانکا در متن اصلی چهارده هجا است ( بلندای تیغ بنگر / دمی دیگر از نیام به در آید
در جمع سامورایی ها گفتگوی دو نفر به مشاجره می کشد و یکی از دوطرف از روی
خشم وبه یکباره پیاله ای را پرت می کند و صدای ناگهانی آن در برق تیغی که
طرف دوم در حال بیرون کشیدن از نیام است طنین می اندازد .
هایکوی زیر
از باشو را می توان در تکنیک طنین بر شمرد که در زمستان 1681 آن را نوشته
است(یکصد و چهل و چهارمین هایکو های باشو) .باشو در پیشانی نوشت این هایکو
نوشته است : ثروتمندان غذاهای مقوی و لذیذ نوش جان می کنند و مردمان بلند
همت ریشه ها را می جوند اما من فقط فقیرم . در این پیشانی نوشت ، باشو
اشاره ای دارد به ضرب المثل قذیمی چینی که می گوید: اگر کسی بتواندریشه ها
را بجود، هر کاری از دست او بر خواهد آمد.در این سال باشواز لحاظ اقتصادی
وضع نا مناسبی دارد و سور و سات او را شاگردانش تهیه می کنند.
صبح برفی
تنهای تنها به نیش می کشم
قزل آلای خشکیده ای
شاگردان باشو برای کاربرد تکنیک طنین در ارتباط بین دو تصویردر حوزهء هایکو مثال زیر را مناسب می دانند :
می سوزد تا مَغزِ تَن
تُندیِ تُرُب های سفید،
بادِ پاییزی
طنین وتُندی تُرب های تُند که تا مغز تن رسوخ می کند در سرمای جانسوز باد
پاییزی طنین انداخته است و یا بر عکس طنین سرمای جانسوز باد پاییزی به طنین
مورمور شدن تن در تصویر نخست این هایکو منتقل شده است.
مودِ مقام یا ( Status )
نوع چهارم از چفت بین بند های یک شعر مود مقام است که در آن مقام و مرتبهء
شخصیتی در بند نخست با حال و هوای دیگری به بند بعدی شعر منتقل می شود.این
مقام می تواند جایگاه اقتصادی – اجتماعی آن کاراکتر باشد که معمولا با نوع
پوشش او و یا تملکات و یا هر نشانهء دیگری از این قبیل مشخص می شود. بوِنن
Bonen شاگرد کیورای Kyorai می پرسد که : چفت از نوع مقام چیست ؟
کیورای پاسخ می دهد که :" وقتی شاعر مقام اجتماعی کاراکتری در یک بند شعر
را تشخیص دهد و در بند بعدی شعر این مقام را هنرمندانه منتقل کند در آن
صورت دو بند شعر را با مود مقام چفت کرده است .متوجه باشید که حتی اگر بند
بعدی یک شعر به هنرمندانه ترین شیوه ساخته و پرداخته شده باشد اما با بند
قبلی چفت نباشد به نا هماهنگی شعر منجر می شود.بگذار تا با مثالی از استاد
باشو این مود را بیشتر برای شما بشکافم."
همچنان که زن
سرگرم خُرد کردن سبزی است،
دلش جای دیگری
چه روز ها که اسب در آغُل و
داماد در َبَرش
در بند نخست این شعر که هفده هجا است (همچنان که زن / سرگرم خُرد کردن
سبزی است، / دلش جای دیگری ) کاراکتر زن ظاهرا همسر یک سامورایی و یا یک
بازرگان نیست و احتمالا زن جوانی است که شغل او خُرد کردن سبزی در یک قهوه
خانهء محلی است که معمولا از طبقهء پایین دست روستایی انتخاب می شدند.باشو
این کاراکتر را با دامادی در بند دوم این شعر (آن روز ها که اسب در آغُل
بود و.. / داماد در َبَرش ) چفت می کند که با توجه به اسب و آغُل او هم
روستایی است و هر دو بند شعر در اینجا از لحاظ مقام کاراکتر های شعر به هم
چفت می شوند .
کاربرد این نوع چفت در هایکو بیشتر در هایکوی متشکل از دو تصویر میسر است ( توریاوازه) مثل این هایکو از ماتسو باشو :
بچه یِ رعیت ،
دست کشید از بوجاریِ برنج ،
برای تماشای ماه
روستائیان ایران به پاک کردن غلات و جدا کردن سبوس آن پس از خرمنکوبی"
بوجاری" می گویند که معمولا شب های پاییز به این کار اقدام می کنند که نسیم
ملایمی می وزد و ماه در پهنهء آسمان می تابد و در ژاپن این فصل فصلِ
تماشای ماه است.
باشو تصویر نخست این هایکو را ( بچهء رعیت ) را گرفته است و هم شأن او تصویر نخست را به بوجاری و تماشای ماه چفت کرده است .
تهیه..ترجمه...مسیح طالبیان گرامی...دستش درد نکند