...با چشمانی گریان آمده بود که بیا زندگیم داره از هم می پاشه ...پرسیدم چی شده گفت زنه بچه هارو ور داشته رفته خونه ی باباش الان دو هفته س امروز از دادگاه برام اخطار فرستادند برم برای طلاق یه کاری بکن زنم تورو خیلی قبول داره بیا وساطت کن ...گفتم باشه ولی دقیق وبی کلک ودروغ راسه حسینی بگو ببینم چه غلطی کردی که زنت عاصی شده گفت باشه بتو که دیگه نمی تونم دروغ بگم ...تعریف کرد:.....که تو عکاسی یکی از این خوشگلا تور کردم بردم تاریک خونه چون کار عجله ای بود شورت طرفو اشتباهی پوشیدم یادم بودها ولی نمیدانم چی شد که  یادم رفت وقتی تو خونه شب که رفتیم تو اطاق خواب زنم دید که شورت زنانه پامه خلاصه سین جین شروع شد وما انکار کردیم وهی گفتیم مال خودته ..اونم فریاد میزد که بیشرف من کی از این شورتهای نخ در بهشت داشتم الاغ بی آبرو خاک برسرت...هیچی دیگه شبانه آژانس گرفت با بچه ها رفت حالا تو باید ریش سفیدی کنی ..منم دوتا زدم تو سرش گفتم آخه نفهم تو چه جوری شورت نخ در بهشتو اشتب گرفتی حالا من چه خاکی سرت کنم مردهم اینقدر خر