لندی ها ( اشعار کوتاه) 
از زنان گمنام افغانی

این اشعاربه زنان شاعر افغانی تعلق دارد و نمونه هایی
از ادبیات نانوشته افغان است که از زمانهای دور سینه به سینه

زمزمه شده است و به انها " لندی" میگویند یعنی شعر کوتاه
بر خلاف ادبیات مکتوب افغانستان که زنان برای بیان عوالم خود
زبان و طرز تفکر مردانه را به عاریت می گیرند، "لندی "ها 
زبان و عالمی کاملا زنانه دارند

* گیسوانم را کوتاه مکن مادر
بگذار آنها را بر شانه ام بیفشانم 
درخت هرس شده
جای لانه کردن پرندگان نغمه خوان نیست

* عشق من، می بویدو می چشد 
عطر و طعم گلهای دیگر را
غافل است اواز این شکوفه های زرد نومید
در کنار خود

* - همه تابستان را در کابل خوش اب و هوا می گذرانی
در پاییز بر می گردی
و بر آنی تا گل خود را دست نخورده بیابی؟

قدیسین در خاک تیره نظر می کنند
وخاک تیره به طلای ناب بدل می شود
معشوق من حکایتی دیگر است
او مرا طلا می خواند، 
اما نگاهش
به خاکستر گرمم می نشاند

...........................................................................

امیر آقای حسنوند عزیز زحمت کشیده ونقدی را به ماه بالای سرمجنون نوشته ودر روزنامه ی فرهیختگان ۲۷ /۸ /۹۱ چاپ کرده اند ...قربان معرفتش شما هم بخوانید