والنتاین
ولنتاین از نوع سوم.....در شهرستان کوچکی زن
وشوهری عاشق زندگی را تازه شروع کرده بودند که صدام دیوانه حمله را آغاز
میکند و مرد میرود که از ناموس وطن دفاع کند .... در طول جنگ مفقودالاثر
میشود ..و زن سالها به پایش می نشیند ...جنگ تمام میشود واسرا هم بر
میگردند ولی از محبوب زن خبری نمی آید ...پس زیر فشار خانواده واطرافیان تن
به ازدواج دیگری می دهد وپای بر قلب خود میگذارد ...و چندی نمیگذرد که
دلدار اسیر پیدایش میشود وچون حقیفت را
می فهمد روی نشان نمی دهد ...و اما روزی زن را بی جان می یابند که علت
خودکشی خودرا چنین می نویسد...هنوز دل در گرو عشق همسر قبلی دارم واز
دیگر سو همسر بعدی خودرا هم محترم میدارم ونمی خواهم حتی در فکر خود هم به
او خیانت کنم ....بله ولی هنوز داستان این عشق تمام نشده بخاطر خودکشی در
امر دفن او دچار مشکلات شرعی میشوند وبعضی ها اشکال وارد میکنند ..تا جایی
که برای حل مشکل به امام جمعه شهر رجوع میکنند ...وایشان هم می گوید بله
اشکال وارد است..نباید بین مردم معمولی دفن شود ایشان را ببرید وبا احترام
کامل در قطعه شهدا دفن کنید .....
مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد
مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 16:30 توسط علی اصغر بیک وردی
|